تبليغاتX
نورالشهدا
کانون فرهنگی نورالشهدا بسیج دانشجویی شهید چمران دانشگاه پیام نور گناوه
مهر جان فزاي تو يا علي روح مرده را زنده مي كند

     ذره را نگاه تو يك نظر آفتاب تابنده مي كند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 8:26  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

آسمانی ازسوگ برپهنه دنیای خاکی ما پرده افکنده است . سوگ خورشیدی ازهدایت و هادی امت پیامبر.خورشید دلهای سرگشته در تاریکی . خورشیدی که شعاع وجودش شب آشفته دشمنان دین را به کابوسی هولناک بدل می کرد وپرتوی از گرمای وجودش یخهای کفر و زبونی را آب می کرد.

کلام برای او با چند بیت شعر. بساط عیش و طرب ستم گستران زمانه را چنان به تیرگی ملامت می کشاند که اثری از عیش دربزم آنها باقی نمی ماند.

 سلام خدا براو که دهمین آبشار ریزان از چکاد روشنی خدا است. سلام بر درخشندگی کوکب نورانی اش که خورشید را شرمگین تابش کرد. و چشمه های آفرینش رالبریز جوشش. سلام بر مهری که در مجمر سینه های عاشقان برافروخت.

سلام برآن قلب مهربان و یتیم نوازش که همیشه پناه غریبان بود.افسوس که آن قلب همیشه مهربان را از تپش انداختند.شعله های مصیبت او در سینه ها به آسمان ربانه می کشد و همه هستی را داغدار می سازد .

ای پیشوای دهم! در این روز غمبار و مصیبت زده  آتش سوگمان را مهار کن ودوباره دست مهربان و غریب نوازت را بر صفحه دلها مان بکش تا اندکی از این داغ جانفرسا کاسته شود. ای دهمین پیشوای مهربان ومعصوم!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 11:19  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

پروردگارا  به ملت ما روشنی اندیشیدن پیش از عمل ارزانی دار

 تا هرگز اسیر احساس خویش نگردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 12:19  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

عکس شماره 32


خلاصه ای از حیات طیبه شهید بهشتی

2 آبان 1307 تولد در محله لُنبان اصفهان در يك خانواده روحاني (پدر: حجت الاسلام سيد فضل الله حسيني بهشتي. مادر: معصومه بيگم خاتون آبادي. پدر بزرگ مادري: آیت الله العظمي مير محمد صادق خاتون آابادي)
1311 :‌ آغاز تحصيل در سن چهار سالگي
1314 : تحصيل در دبستان ثروت (اصفهان)
1317: تحصيل در دبيرستان سعدي (اصفهان)
1321: ترك تحصيل در دبيرستان (سال سوم) و آغاز تحصيل علوم حوزوي در مدرسه صدر (اصفهان)
1324: تحصيل ادبيات عرب,‌ فقه و اصول , منطق و دروس ابتدايي فلسفه (اصفهان)
شهريور 1325: مهاجرت و اقامت در مدرسه حجتيه و استفاده از محضر اساتيدي چون آیت الله داماد, آیت الله اردكاني (قم)
فروردين 1326: شروع درس در محضر امام خميني، آیت الله حجت و آیت الله العظمي بروجردي (قم)
رمضان 1326:‌ آغاز سفرهاي تبليغي به دورترين روستاها همراه آقایان مرتضي مطهري و حسينعلي منتظري به توصيه آیت الله العظمي بروجردي
1327:‌ مباحثه و اشنايي با آقایان محمد مفتح,‌ موسي شبيري زنجاني،‌ موسي صدر, ناصر مكارم شيرازي, احمد آذري قمي, سيد مهدي روحاني, علي مشكيني اردبيلي و عبدالرحيم رباني شيرازي
1328:‌ شروع جلسات «گفتار ماه » و انتشار مقالات آن جلسه‌ها در كتابهاي «گفتار ماه» و «گفتار عاشورا»
1329: شركت در امتحان ديپلم ادبي و امتحان ورودي دانشكده معقول و منقول (الهيات و معارف اسلامي) دانشگاه تهران
1330: عزيمت به تهران و اموختن زبان انگليسي (به طور فشرده)
29 / 4 / 1330: حضور در ستاد اعتصاب تلگراف‌خانه اصفهان، عليه صحبتهاي قوام و سخنراني كه منجربه احضار در شهرباني شد
1330: بازگشت به قم و تدريس زبان انگليسي در دبيرستانها و تكميل تحصيلات و تدريس در حوزه علميه قم؛ اشنايي با علامه سيد محمد حسين طباطبايي و شركت در جلسات بحث كتاب «اصول فلسفه و روش رئاليسم»
1333: تاسيس دبيرستان «دين و دانش» در قم
1334: اخذ مدرك كارشناسي رشته معقول (فلسفه و حكمت اسلامي) با عنوان پايان نامه «بساطت يا تركّب جسم» زير نظر دكتر محمود شهابي و تصويب هيات داوران با درجه عالي از دانشگاه تهران
1335: آغاز دوره‌ دكتري در رشته معقول
1338: تهيه و تنظيم كتاب «نماز چيست؟
1339: سازماندهي نحوه اموزش در حوزه علميه قم با همكاري جمعي از فضلا و تشكيل كلاس زبان انگليسي و مكالمه عربي روزمره و علوم طبيعي براي طلاب مستعد (مدرسه حقاني)
1339: تهيه و تنظيم مقاله «بانكداري و قوانين مالي اسلام», مقاله: عالم خلق و عالم امر در قرآن» و مقاله «يك قشر جديد در جامعه ما»
فروردين 1340: فوت آیت الله العظمي بروجردي
شهريور 1340: اجراي ازمايشي طرح نوين اموزش در حوزه به همراه آقایان علي مشكيني, عبدالرحيم رباني شيرازي و همكاري
آیت الله العظمي گلپايگاني
خرداد 1341: زمينه سازي نهضت براي رهبري امام خميني با ايجاد «كانون دانش اموزان قم»، با همكاري آقای محمد مفتح، تهيه و تنظيم مقاله روحانيت در اسلام و در ميان مسلمين.
1342: پيشنهاد امام خميني جهت اقامت در اصفهان به منظور سامان دادن به فعاليتهاي مبارزاتي ان شهر و عدم پذيرش ايشان به علت اهميت شهر قم
1342: تهيه و تنظيم مقاله قانون عليت در علم و دين» در كنار سخنراني‌هاي مهم در جلسات ماهيانه انجمن اسلامي مهندسين
1342: تشكيل هسته تحقيقاتي به منظور كار پژوهشي درباره حكومت اسلامي و ايراد سخنراني‌هاي مهم از جمله سخنراني در جشن مبعث
دانشگاه تهران با عنوان مبارزه با تحريف يكي از هدفهاي پيامبر اسلام
1342: منع اقامت در قم به دستور ساواك و مهاجرت به تهران. عضويت در شوراي روحانيت و فقاهت هيئتهاي موتلفه اسلامي به توصيه امام خميني همراه آقایان مرتضي مطهري, محي الدين انواري, مهدي مولايي
1343: منتظر خدمت شدن از اموزش و پرورش بر اثر فشارهاي ساواك و سخنراني در جشن ميلاد پيامبر(ص) در مدرسه چهارباغ كه منجربه احضار به شهرباني اصفهان شد
فروردين 1344: عزيمت به آلمان با توصيه مراجع تقليد و اداره مركز اسلامي هامبورگ (آلمان )
1345:‌ ارسال و تنظيم گزارشاتي از مركز اسلامي هامبورگ براي مبارزان داخلي همچون آقایان محمد علي رجائي ، مرتضي جزايري، مهندس مهدي بازرگان، مرجع مبارز آیت الله العظمي ميلاني و ...
1347:‌ تهيه و تنظيم كتاب «صداي اسلام در اروپا» به پنج زبان دنيا
1348: تهيه و تنظيم مقاله‌هاي «كدام مسلك» و «نقش ايمان در زندگي اسلام»
تابستان 1348: سفر به عراق و ديدار و گفتگو با امام خميني، آیت الله العظمي خوئي، آیت الله سيد محمد باقر صدر و آیت الله العظمي حكيم
1348: سفر به كشورهاي سوريه و لبنان و تركيه و بازديد از فعاليتهاي اسلامي و تجديد عهد با امام موسي صدر
1349: بازگشت به ايران و ممنوعيت خروج از كشور به دستور ساواك
1349: پرونده سازي ساواك به واسطه سخنراني‌ها و فعاليتها در آلمان به ويژه سخنراني پيرامون «خداپرستي و قوانين عادلانه اسلام»
18 / 12 / 1349: اشتغال مجدد در اموزش و پرورش و كسب عنوان كارشناس ارشد كتابهاي علوم ديني در« سازمان كتابهاي درسي ايران»
1350: تاسيس مركز تحقيقات اسلامي، با همكاري آقایان سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي, محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوي كني
1350: آغاز جلسات تفسير قرآن و تحليل مسائل سياسي تحت پوشش هيات «مكتب قرآن»
1351: تنظيم طرح ناتمام «ايدئولوژي اسلامي براي نسل جوان» با همكاري آقای مرتضي مطهري (به توصيه امام خميني)
1351: تهيه و ارسال مقاله «حكم الجهاض و التعقيم في الشريعه الاسلاميه»، جهت كنفرانس سازمان بهداشت جهاني در شهر رباط (پآیتخت كشور مراكش) در زمينه تنظيم خانواده از ديدگاه اسلام
1353: دفاع از پايان نامه دكتري تحت عنوان «مسائل ما بعدالطبيعه در قرآن »، با حضور هيات داوران آقایان مرتضي مطهري، محمد مفتح، اميرحسين اريان پور و مصلح (با درجه بسيار خوب)
1353 :‌ تنظيم و انتشار كتاب «خدا از ديدگاه قرآن»
25 / 8 / 1353: ‌سخنراني‌هاي متعدد پيرامون مرجعيت , رهبري ، امامت و امت كه منجر به انعكاس در گزارشات ساواك شد.
1354: دستگيري و بازداشت چند روزه در كميته مركزي ضد خرابكاري (بر اساس گزارشهاي ساواك از سخنرانيها)
16 / 1 / 1354: برقراري مجدد جلسات «مكتب قرآن» (بعد از بازداشت)
5 / 11 / 1355:‌ ادامه فعاليتهاي روشنگرانه, عليه رژيم و صدور اعلاميه به مناسبت فوت آقای محمد همايون بنيان گذار حسينيه ارشاد و تبديل مجلس مزبور به يك تجمع سياسي اعتراض اميز
1356: برقراري جلسات بحث پيرامون «شناخت از ديدگاه قرآن» (در منزل)
فروردين 1357:‌ سفر به اروپا و امريكا جهت هماهنگي بين حركتهاي سياسي معتقد به رهبري امام خميني
1357: پي‌ريزي جامعه روحانيت مبارز همراه با آقایان مرتضي مطهري, محمد مفتح, محمد امامي كاشاني, ملكي ، سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي، علي اصغر مرواريد و …
1357: صدور اعلاميه در اعتراض به محاصره منزل امام خميني در عراق
16 / 7 / 1357: ارسال نامه به رئيس جمهور فرانسه براي حفظ حرمت امام خميني در مدت اقامت ايشان در ان كشور
30 / 7 / 1357: صدور اعلاميه همراه با آقایان محمد جواد باهنر, مرتضي مطهري, مهدي كروبي ومحمد رضا مهدوي‌كني و محكوم كردن فاجعه مسجد كرمان
ابان 1357: سفر به پاريس جهت مذاكره و هماهنگي با امام خميني, صدور فرمان امام خميني براي تشكيل شوراي انقلاب
14 / 8 / 1357: صدور اعلاميه در اعتراض به حكومت نظامي و كشتار 13 ابان دانشگاه تهران همراه روحانيون از جمله آقایان مرتضي مطهري, ‌محمد مفتح، محمد رضا مهدوي كني ، سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي, اكبر هاشمي رفسنجاني.
1357: حضور و سخنراني در راهپيمايي عظيم عاشورا همزمان با اوج مبارزات مردم عليه رژيم ستمشاهي
25/ 10/ 1357: فرار شاه از ايران
4 / 11 / 1357: سخنراني با عنوان «اسلام دين ازادي است»
بهمن 1357: اعلام رسمي تشكيل شوراي انقلاب به فرمان حضرت امام با همكاري آقایان مرتضي مطهري, محمد جواد باهنر,‌ اكبر هاشمي رفسنجاني, سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي, سيد محمود طالقاني، سيد علي خامنه اي , محمدرضا‌مهدوي كني, ‌مهدي بازرگان, مصطفي كتيرايي, يدالله سحابي و احمد صدر سيد حاج جوادي.
8 / 11 / 1357: تحصن همراه ديگر روحانيون در دانشگاه تهران به علت ممانعت از امدن امام خميني به كشور.
17 / 11 / 1357: ‌معرفي مهندس بازرگان از طرف امام خميني به عنوان رئيس دولت موقت
22 / 11 / 1357: پيروزي باشكوه انقلاب ملت مسلمان ايران
26 / 11 / 1357: ‌فرمان خلع سلاح عمومي و تحويل اسلحه ها به مساجد و كميته‌هاي انقلاب
29 / 11 / 1357: اعلام موجوديت حزب جمهوري اسلامي به همراه آقایان سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي, اكبر هاشمي رفسنجاني,
سيد علي خامنه‌اي و محمد جواد باهنر
9 / 12 / 1357:‌ بازگشت امام خميني به قم
11 / 12 / 1357:‌ انتساب آقای مهدي هادوي، بعنوان اولين دادستان كل انقلاب اسلامي
9 / 12 / 1357: تاسيس بنياد مستضعفان
14 / 12 / 1357: تاسيس كميته امداد
2 / 1 / 1358: سفر به كردستان همراه با آقایان , داريوش فروهر, اكبر هاشمي رفسنجاني, احمد صدر حاج سيد جوادي, ابولحسن بني صدر, به سرپرستي آقای طالقاني براي رسيدگي به تشنجات كردستان
12 / 1 / 1358: همه پرسي جمهوري اسلامي
21 / 1 / 1358: تاسيس بنياد مسكن انقلاب اسلامي
2 / 2 / 1358: تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
3/ 2/ 1358: ترور سرلشكر قره ني توسط گروه فرقان
6 / 2 / 1358: ديدار عبدالسلام جلود (وزير امور خارجه ليبي) با برخي از رهبران حزب جمهوري اسلامي (آقایان سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي، اكبر هاشمي رفسنجاني, محمد كاظم بجنوردي, سيد علي خامنه اي ، سيد محمدحسيني بهشتي و حسن آیت)
12 / 2 / 1358: ترور آیت الله مرتضي مطهري مقابل خانه دكتر يدالله سحابي
3 / 3 / 1358:‌ ترور نافرجام آقای اكبر هاشمي رفسنجاني توسط گروه فرقان
9 / 3 / 1358: انتشار اولين شماره روزنامه جمهوري اسلامي (ارگان حزب جمهوري اسلامي)
خرداد 1358: انتقاد از اعتراض و اعلام نظر آقای حسن نزيه درباره كميته هاي انقلاب
26/ 3 / 1358: مصاحبه مطبوعاتي دفاع و توضيح درباره مجلس خبرگان
27/ 4 / 1358: تشكيل جهاد سازندگي و تعيين آقای علي اكبر ناطق نوري به عنوان نماينده امام خميني در ان نهاد
9/ 4 / 1358: آغاز فعاليت مجلس خبرگان قانون اساسي
17/ 4 / 1358: ترور حاج محمد تقي حاج طرخاني توسط گروه فرقان
29/ 4 / 1358: تركيب شوراي انقلاب و هيات دولت موقت با عضويت آقایان محمد جواد باهنر (اموزش و پرورش) , اكبر ‌هاشمي رفسنجاني و محمدرضا مهدوي كني (وزارت كشور) ‌سيد علي خامنه‌اي (دفاع ملي) ابوالحسن بني صدر (وزارت اقتصاد و دارايي)
28 / 4 / 1358:‌ شركت در ائتلاف بزرگ احزاب و سازمانها براي نمايندگي مجلس خبرگان
4/5/1358: فرمان برگزاري نماز جمعه از طرف امام خميني به آیت الله طالقاني
15/5/1358: اعلام نتايج قطعي مجلس خبرگان و تعلق 60% اراء ماخوذه (931 /538/ 1) از حوزه انتخابيه تهران براي دكتر بهشتي
28/5/1358: اولين جلسه مجلس خبرگان به رياست آیت الله حسينعلي منتظري
19/5/1358: پاسخ به معترضان و منتقدان انتخابات مجلس، به علت كسب اراء بالا توسط اعضاء حزب جمهوري اسلامي
4 / 6 / 1358:‌ ترور حاج مهدي عراقي و فرزندش حسام الدين عراقي توسط گروه فرقان
19/6/1358: فوت آیت الله طالقاني
5 / 7 / 1358:‌ مصاحبه مهم اوريانا فالاچي با امام خميني
4 / 8 / 1358: راهپيمايي بزرگ ميثاق با رهبري به دعوت حزب جمهوري اسلامي
10 / 8 / 1358: ترور آیت الله قاضي طباطبايي امام جمعه تبريز
15/ 8 / 1358: استعفاي مهندس مهدي بازرگان، به دنبال اشغال سفارت امريكا در تهران
24/ 8 / 1358: ‌اخرين جلسه مجلس خبرگان و تدوين قانون اساسي
10/ 9 / 1358: برگزاري سمينار بررسي قانون اساسي در دانشگاه تهران
19/ 9 / 1358: همه پرسي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
27/ 9 / 1358: ترور آیت الله محمد مفتح توسط گروه فرقان
29/ 9 / 1358: بازداشت آقای عباس امير انتظام به جرم جاسوسي
12/10/‌ 1358: موج گسترده نامزدي افراد براي شركت در اولين انتخابات رياست جمهوري
11/ 11/ 1358: بمبارانهاي تبليغاتي حزب خلق مسلمان و حملات خونين به قم و تبريز
بهمن 1358:‌ ترور نافرجام آیت الله صدوقي امام جمعه يزد
بهمن 1358:‌ بستري شدن امام خميني در بيمارستان قلب مهدي رضايي
بهمن 1358: انتخاب آقای ابوالحسن بني صدر به رياست جمهوري
4 / 12 / 1358: ‌حكم امام به دكتر بهشتي براي رياست ديوان عالي كشور
22 / 12 / 1358: تاسيس بنياد شهيد انقلاب اسلامي
1 / 12 / 1358: انتخاب اعضاي شوراي نگهبان قانون اساسي
27/ 12 / 1358: گزارش كار شوراي انقلاب به عنوان بالاترين نهاد تصميم گيري كشور به مردم
25/ 12 / 1358: پايان اولين انتخابات مجلس شوراي اسلامي و كسب بيشترين ارا توسط نامزدهاي حزب جمهوري اسلامي
2 / 1 / 1359:‌ سفر به مناطق جنگي غرب و جنوب كشور
18/ 1 / 1359: اماده باش ارتش براي مقابله با عراق و تشكيل كميسيون امنيت ملي
7 / 2 / 1359: عمليات نظامي نافرجام امريكا در صحراي طبس و شهادت محمد منتظر قائم
21/ 2 / 1359: اولين مرحله انتخابات مجلس شورا، با انتخاب 220 نماينده
خرداد 1359:‌ آغاز كار مجلس شورا و درگيري‌‌ها براي انتخاب نخست وزير
18 / 3/ 1359: سفر دكتر بهشتي به شيراز و تحليل وضعيت انقلاب
29 / 3 / 1359: اظهار نظر دكتر بهشتي درباره ماجراي نوار سخنراني آقای حسن آیت
21 / 4 / 1359: ‌كودتاي نا فرجام نوژه
24 / 4 / 1359: پايان كار شوراي انقلاب
29 / 4 / 1359: نخست وزيري آقای محمد علي رجايي
9 / 6 / 1359: معرفي كابينه توسط آقای رجايي
21 / 6 / 1359: اعلام تصميم شوراي عالي دفاع درباره ادامه جنگ
مرداد 1359: سفر دكتر بهشتي به اذربايجان و سخنراني در جمع ارتشيان به منظور ترغيب شركت فعالانه انها در جنگ
مرداد 1359: سفر دكتر بهشتي به امل و سخنراني در جمع مردم
12 / 6 / 1359: سخنراني درباره كابينه آقای رجايي و اشغال سفارت امريكا
14 / 8 / 1359: آغاز محاكمه محمد رضا سعادتي و عضوبرجسته مجاهدين خلق ايران به جرم جاسوسي براي اتحاديه جماهير شوروي
29 / 8 / 1359: سخنراني دكتر بهشتي در راهپيمايي بزرگ تاسوعا (تهران)
4 / 9 / 1359: موضع گيري و اعلام نظر درباره «مكتب و تخصص»
اذر 1359: تعيين هيات سه نفره منتخب امام در مورد اصلاحات ارضي و واگذاري زمين (آقایان حسينعلي منتظري, علي مشكيني,
سيد محمد حسيني بهشتي)
16 /10/ 1359: سفر به مشهد و سخنراني در پادگان ارتش
2 /10 / 1359: سخنراني و اعلام نظر درباره ليبراليسم و ازادي
3 / 10/ 1359: سوء قصد نافرجام به آقای سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي
16 / 11 / 1359: اظهار نظر درباره گروگانها و اسناد سفارت امريكا
23/11/1359: سخنراني در قم و اعلام مواضع ضد امريكايي
25/11/1359: مصاحبه با روزنامه كيهان درباره تعديل ثروتها، اسناد سفارت امريكا و دادگاههاي مدني
27/11/1359:‌سخنراني و انتقاد مهندس مهدي بازرگان از رئيس جمهور (ابوالحسن بني صدر), ‌نخست وزير( محمد علي رجايي) و رئيس ديوانعالي كشور ( سيد محمد حسيني بهشتي)
30/11/1359: مصاحبه مطبوعاتي و اعلام نظر درباره حمله به سخنرانيها و شخصيتها (بعد از حمله به سخنراني حجت الاسلام حسن لاهوتي در رشت)
7/12/1359: مصاحبه مطبوعاتي و اظهار نظر درباره سندهاي مربوط به سفر آلمان، چماقداري و ازادي 3 گروگان انگليسي
14/12/1359: سخنراني در زمينه جنگ و اظهار نظر درباره هيات اعزامي به ايران براي اتش بس با عراق
14/12/1359: سخنراني آقای ابوالحسن بني صدر به مناسبت درگذشت دكتر محمد مصدق در دانشگاه تهران
21/12/1359: اظهار نظر و موضع گيري عليه وقايع دانشگاه و خروج عده اي از نمايندگان به عنوان اعتراض
24 / 12/ 1359: درخواست آقای ابوالحسن بني صدر براي مناظره با آقایان محمد علي رجايي ، سيد محمد حسيني بهشتي و
اكبرهاشمي‌ رفسنجاني
25/12/1359:‌ اطلاعيه روابط عمومي دادگستري و اعلام شرايط مناظره تلويزيوني با آقای ابوالحسن بني صدر
28/12/1359: مصاحبه مطبوعاتي و اعلام نظر در خصوص مشكلات داخلي و قضاياي جنگ
8/1/1360:‌پيام نوروزي و اشاره به مسائل مهم روز
15/1/136: تشكيل هيات براي حل اختلاف سران كشور توسط امام خميني متشكل از آقایان محمدرضا مهدوي كني, محمد يزدي و
شهاب‌الدين اشراقي
27/1/1360:‌مصاحبه مطبوعاتي و بيان مسائل در رابطه جنگ و مسائل روز
7/2/1360: بيانيه 10 ماده اي امام خميني براي حل اختلاف سران كشور
17/2/1360:‌ديدار از جبهه‌هاي جنوب (اهواز)
27/2/1360: شكست حصر آبادان
31/2/1360: مصاحبه مطبوعاتي درباره تغييرات در قوه قضاييه و مسئله سرقت اسناد وزارت خارجه
6/3/1360: مصاحبه مطبوعاتي و توضيح درباره جو متشنج جامعه
7/3/1360: سخنراني شديداللحن امام خميني در تذكر به رئيس جمهور
13/3/1360: اعتراض رئيس جمهور (آقای ابوالحسن بني صدر) به اظهارات سخنگوي هيات حل اختلاف (آقای شهاب‌الدين اشراقي)
14/3/1360: اعتراض سخنگوي هيات حل اختلاف به نامه رئيس جمهور
14/3/1360: مصاحبه مطبوعاتي با شركت خبرنگاران خارجي و داخلي و اظهار نظر درباره هيات حل اختلاف و گفته هاي رئيس جمهور
17/3/1360: ديدار از جبهه‌هاي جنوب و شركت در سمينار جنگ و جهاد و سخنراني در اهواز
20/3/1360: اعلام غير قانوني بودن فعاليتهاي «دفتر هماهنگي مردم با رئيس جمهور» توسط وزير كشور (آقای محمدرضا مهدوي كني)
21/3/1360:‌بركناري آقای ابوالحسن بني صدر از فرماندهي كل قوا به فرمان امام خميني
21/3/1360:‌مصاحبه مطبوعاتي و موضع گيري درباره اختيارات رئيس جمهور طبق قانون اساسي
26/3/1360:‌منحل شدن هيات حل اختلاف با استعفاي آقای شهاب‌الدين اشراقي
30/3/1360: مصاحبه مطبوعاتي و طرح مسائل مربوط به تخلفات آقای ابوالحسن بني صدر
31/3/1360: راي مجلس به عدم كفآیت سياسي رئيس جمهور
31/3/1360: شهادت مصطفي چمران وزير دفاع در جبهه جنگ با عراق
2/4/1360: تشكيل شوراي موقت رياست جمهوري متشكل از آقایان محمد علي رجايي (نخست وزير), سيد محمد حسيني بهشتي (رئيس ديوانعالي كشور) و اكبر هاشمي رفسنجاني (رئيس مجلس شوراي ملي)
4/4/1360: دعوت از گروهها براي همفكري و معرفي كانديداي مشترك رياست جمهوري
6/4/1360: ترور نافرجام امام جمعه تهران آقای سيد علي خامنه‌اي در مسجد اباذر تهران
7/4/1360: انفجار بمب در دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي و شهادت آیت الله سيد محمد حسيني بهشتي همراه 72 تن از ياران انقلاب
                                                              منبع:بنیاد نشر  و آثار و اندیشه های شهید بهشتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 9:38  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

بازهم ولوله وبوی خطر می آید

مادرم گفت که بابا زسفر می آید

من دوشب نذردو چشمان پدر خواهم کرد

گوئیا مژده من وقت سحر می آید

من دوچشمم به در و در به من وباز سکوت

وای یعنی ز سفر باز پدرمی آید؟

پدرم بوی خدامی دهد از دور ولی

توی کوچه که فقط بوی سفر می آید

قاصدک نامه ای ازسوی خدا آورده است

پدرم بازپدر باز پدر می آید

آمد اما به سلامم به لبش پاسخ نیست

نه پدرنیست که اینک زسفرمی آید

تکه ای از دل پاکش وجواب دل من

دخترم این پدر است او زسفر می آید

حمیده فرهادی- دانشجوی حسابداری- اثربرگزیده جشنواره شعردانشجویی استان بوشهر(آسمانی ها) دانشگاه پیام نور بوشهر

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 9:58  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

دارم  باور می کنم خواب بوده ام

بیدارشده ام

تونیستی

رفته ای

باور نمی کنم

شاید دارندعادتم می دهند

به نبودنت

به سکوت

باورم

س

خ

ت

ومنی که همیشه منتظرم

سجاده آمدنت راپهن کرده ام

ومرگ با یال سپید به دیدنم می آید

خبردیدنت فاش می شود

تلخی فاصله ها را پاک می کنم آرام

آرام با یادت سیر می شوم.

خدیجه درویش نژاد اصل- دانشجوی حسابداری- اثربرگزیده جشنواره شعر استان بوشهر(آسمانی ها)- دانشگاه پیام نورگناوه

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 9:49  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

بعداز تو آتش ازگلوی آب ها گل کرد

خون خدا دررگ رگ این ماجرا گل کرد

باد آن شب از آشفتگی گیسو پریشان کرد

تا بیرق زلف تو آزاد و رها گل کرد

توفان شن ِ باران خون ِ نی های سرگردان

در بندر چشمان سرشاراز عزاگل کرد

بردامن گلدار دختر بچه های داغ

یک شعله افتاد وپر و پروانه ها گل کرد

هو هو کنان چرخیدم از نو قتلگاهت را

لبیک ِ اللهم لبیک ازصداگل کرد

حتی خدا حجی چنین خونین ندیده بود

آه از نهاد آسمان نینوا گل کرد

آن قدرگریه کردم آن شب...قدربودِ آری

قدری که روی نیزه قرآن خداگل کرد

برماسه ها جاپای من داغ تو را می کاشت

پشت قدم های من آتش پابه پا گل کرد

هرجاکه رفتم باتو بودم  ِ از توگفتم ِ تا...

خون گلویت کربلا درکربلا گل کرد

برگشته ایم از اربعین خون دل خوردن

خط مدارخاطرات از ابتدا گل کرد

درسرزمین تیغ های مست وگردن کش

یکبار دیگرخاطراتی آشنا گل کرد

آرامش صحرادوباره رو به توفان است

انگار ازنو آتش ازآب وهوا گل کرد

مریم ایروانپور- دانشجوی حقوق- اثر برتر جشنواره شعر دانشجویی استان بوشهر(آسمانی ها) ازدانشگاه پیام نور گناوه

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 9:38  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

ای خدای بزرگ! دست از جهان شسته ام و برای ملاقات با تو به کربلای خوزستان آمده ام. از تو می خواهم که مرا با اصحاب حسین(ع) محشور کنی. آرزو دارم که بر خاک داغ خوزستان در خون خود بغلطم و به یاد عاشورای حسین(ع) خود را در قدمش بیافکنم و این عقده هزار و چندساله را که بر دلم فشار می آورد و همیشه با تو می گویم :«یا لیتنی کنت معک» را برآورده کنم.ای حسین(ع) ای سرورم من هم آمده ام تا در رکابت علیه کفر ظلم و جهل بجنگم با همه وجود آمده ام تاسوعاست گروهی بزرگ از یزیدیان با تانک ها توپها زره پوشها ماشینهای زیاد و سربازان فراوان در حرکتند. حق با باطل روبرو شده است دشمن سیل آسا پیش می آید و من می خواهم مثل یکی از اصحاب تو در کربلا بجنگم.

ای حسین(ع)! در کربلا تو یکایک شهدا را در آغوش می کشیدی می بوسیدی وداع می کردی آیا ممکن است هنگامی که من نیز به خاک و خون خود می غلطم تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاری و عطش عشق مرا بتو و به خدای تو سیراب کنی؟

من از این دنیای دون می گریزم از اختلافات از تظاهرات از خودنمایی ها  غرور ها خودخواهی ها سفسطه ها مغلطه ها دروغ ها و تهمت ها خسته شده ام احساس می کنم که این جهان جای من نیست آنچه دیگران را خوشحال می کند مرا سودی نمی رساند.         نیایش شهید چمران قبل از حماسه کم نظیر سوسنگرد 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 8:39  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

آوای نوحه‌ی شیطان
چون در مغاره‌های عمق زمین
پیچید
دانستم كه وقت آمدن توست.
پیشبازت
تا كوهپایه آمدیم
تا وادی وقوف
تا آنجا كه موسی اهلش را با خود برده بود
تا میقات درنگ:
انی آنست نارا.(١)
آیا ما را نمی رسید
كه از این بیش
گامی بر نهیم؟
اینجا كه تا جانب وادی الایمن
منزلی دیگر باقی است
اینجا كه آتش درخت اناالحق
كورسویی
بیش ندارد.
O
آن كوكب تو بود كه تولد یافت
ناگاه
در انفطار فلق
بر افق غرب
و شب شكسته شد.
O
اذن اذان با تو بود
اذن ادبار شب و تنفس صبح
خروس های سفید كوهپایه
خواندند: سبوح قدوس، رب الملائك والروح
و تو آمدی.
O
وقتی كه آمدی
درخت در سجده بود و خاك
در قنوت
وقتی كه آمدی
پایت برهنه بود و برق آتش درخت انا الحق را
هنوز
در چشم داشتی.
پای برهنه می آید
آن كس كه چون تو
از وادی مقدس خلع نعلین
باز می گردد.
حیران و مدهوش می آید
آن كس كه چون تو خطاب »انی اناالله« بشنود.
O
برق آن آتش، هنوز هم
در چشمان تو
باقی بود
وقتی كه می رفتی. ای وای!
آن سان كه تو آمدی، هیچ كس نیامد
و نیز
هیچ كس نرفت
آن سان كه تو رفتی                                         شهید سید مرتضی آوینی

پی نوشتها:

١. هنگامی كه موسی (ع ) در سفر از مدین به مصر به طور سینا رسید، به همراهانش گفت: «من از دور آتشی مي‌بینم، اندكی درنگ كنید تا از آن شعله ای برگیرم یا در روشنایی آن راهی بیابم.» این معنی در آیات ٢٩ سوره‌ی قصص، ٧ سوره‌ی نمل و ١٠ سوره‌ی طه آمده است. ـو

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 10:15  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

شهادت همانند قرآن کتابی است که شهیدان والا مقام آیات انفسی و شهیدان گمنام حروف مقطعه آنند و شهادت سیدالشهداء سوره فاتحه ی آن است که همه انبیای عظام و ائمه اطهار علیهم السلام آن را امضاء نموده اند که خود  نیز از سور آن بلکه خود آن محسوب می گردنند از کرامات شهیدان آن است که در کتاب شهادت عروج نموده اند که در قوس صعود به مقامات عالیه راه یافته اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 9:44  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

خاطره ای از سید شهید مرتضی آوینی
تالار اندیشه مملو از هنرمندان،‌ نویسندگان،‌ فیلمسازان و ... بود.
به سختی وارد سالن شدم.
فیلم اجازه اكران نداشت. آرام در كنار سعید رنجبر نشستم.
ناگهان در میان متن فیلم آگاهانه یا ناآگاهانه (غیر مستقیم) به صدیقه طاهره توهین شد.
سكوت تلخی بر فضا حاكم گشت.
در خیا ل خود با روشنفكری قضیه را حل كردیم:‌«حتماً انتقادی است بر فرهنگ عامه مردم»
در همین لحظه مردی با كلاه مشكی و اوركت سبز برخاست.
نگاه‌ها به طرف او برگشت. «خدا لعنت كند چرا توهین می كنی؟»
سید مرتضی بود كه می خواست بر سر جهان فریاد بزند،‌ او تنها ایستاده بود.
از ذهنم گذشت چرا؟ چرا فاطمه (س) در تمام اعصار مظلوم است.

منبع : همسفر خورشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 9:49  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

مقام معظم رهبري .سيد

گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند

به حمد الله    والمنة     بتی  لشکرشکن  دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 8:51  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

داستان آن شهر که خدا آزاد کرد

مانده ام چه بنویسم از خرمشهر !

این شهر همه آبروی انقلاب بود ! این شهر همه عزت پایداری ما بود!

نه! کافی نیست یک چیز دیگر زیر زبانم خوابیده که بی تابم می کند و برکاغذ نمی آید دوست دارم بنویسم خرمشهر همه جنگ ما بود یا اینکه ما برای خرمشهر هشت سال جنگیدیم.

دوست دارم بنویسم تکلیف جنگ را مادرخرمشهر روشن کردیم و تکلیف ما را درجنگ خومشهر روشن کرد.

و اصلاْ این خرمشهر بود که ما را آزاد کرد . باز می بینم این همه حرف من نیست  می خواهم بگویم خدا به این قطعه از خاک نظر خاصی دارد شاید برای همین بود که ژس دست گرفت آمد و جنگید و شهید شد.

می خواهم بگویم صدام لعنت ا... علیه در خرمشهر سقوط کرد نه در بغداد و نه درحمله آمریکا !

می خواهم بگویم انقلاب در "خرمشهر " متولد شد وپایتخت اعتبار انقلاب ما خرمشهر است .خرمشهر تکیه گاهی برای غرور ملتی تنها با دیوارهایی نیمه افراشته به احترام خون صدها نخل سر به آتش سپرده است .

نه! باز هم این کلمات دین ما را ادا نمی کند پس بگذارید فقط بنویسم "خرمشهر ".

همین چند قطره اشک یک خط فاصله و جاده ای سرخ تا خود افق ...

وقتی طبل جهاد در راه خدا نواخته می شود دوران حکومت عشق آغاز می شود.  چرا که جز عشاق کسی حاضر به فداکاری واز جان گذشتگی نیست.

دوران جهاد دوران حکومت عشق است و تنها عشاق می توانند بر ترس از مرگ غلبه کنند.

شهید سید مرتضی آوینی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 16:38  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

                             

السلام علیک ایتها الصدیقه الطاهره فاطمة الزهرا(س)

 بسیجیان ما هنوز که هنوزاست مفقود الاثرند!

مادرم سلام! حالت چطور است؟ می خواهم با تو از دلتنگی ها بگویم از جبهه و خاک معطرش از کمین ها از مظلومیت بچه ها . راستی مادر! شلمچه را می شناسی؟ شلمچه کربلای ۵ ارتباطی با کربلا دارد. شلمچه نیز مانند کربلا جای جایش رد پای شهیدان است. آری شلمچه جایی است که شجاعت مفهوم حقیقی اش را بازیافت و نخلهایش سالهاست که از شهادت می سرایند و خاکریز هایش هنوز بوی بسیجی می دهد . مادرم! شلمچه جای بهشتیان است و اصلا فرودگاه فرشته هاست. کانال هایش را باید بویید چراکه گروه گروه از بچه ها در آنجا تکه تکه شدند.

مادرم! به کرخه بیا و به دوکوهه و دمی بنشین مویه ای سرده برای دلتنگی هایت. سری به سوله ها بزن و دعای کمیلی به یاد خاطرات تمام بسیجیان بر پا کن. مطمین باش بی بی هم می آید چراکه او همبرای فرزندان بسیجی اش دلتنگ است. مادرم! سری به گردانهای میثم مالک حمزه حبیب سلمان کمیل ....بزن! آنجا را آب و جارو کن و گلاب بپاش و زیارتشان کن "دستواره" "حاج همت" "زین الدین" "باکری"" دقایقی""غلامحسین باقری" ودیگر شهدا همه آنجا بودند.ساختمانهای دوکوهه گواه مظلومیت بچه ها هستند.

مادرم ! به فرزندانت بگو که دشمن پیکرشهدای ما را آتش می زد.بگو بسیجیان ما هنوز که هنوز است مفقود الاثرند !

بگو هنوز بدنهای یخ زده شهدا درجبهه ماووت مانده و بگو که امام که رفت رنگ وبوی بسیج طور دیگری شد . بگو صداقت را می شد درقاب چشمان دید و لذت برد .کاش می شدمظلومیت بچه ها را "اروند" بسراید.مادرم خیلی ها اینجا دست وپایشان دربندهوا و هوس وشهوتشان است . اما هنوز که هنوز است خیلی از دستها وپاهای بچه ها در بیابانهای جبهه مانده است .قمقمه های آبکش شده گواه این است که بچه ها با لب تشنه به شهادت رسیدند. مادرم می دانم زجر می کشی می دانم فرزند تو هنوز مفثقود الاثرند اما فلان مسئول بی درد سوار بر بنز وپاترول فرزندان خویش را به مدارس غیر انتفاعی می فرستند. چه بگویم؟ بسیجیان ما شیمیایی نشدند که بیمارستانهای دولتی به تنها کسی که احترام واهمیت بدهند قشرمستضعف باشد آری "خرازی" نرفت که فلان آقا سنگ رابطه با آمریکا را به سینه بزند." حاج همت" نرفت که تحصیل کرده های شکم گنده آمریکا رفته بر مسند بنشینند وقیچی در دست بگیرند وهر طور که بخواهند ببرند . "باکری" مظلومانه به شهادت نرسید تا بسیجیان را دراداره ها به یکدیگر پاس دهند و به آنها پوزخند بزنند. "زین الدین "به جبهه نرفت که فلان فرنگ رفته روشنفکر مآب به جانبازان ما بخندد. مادرم این زمان اگر چه من نیستم اما دیگر بسیجیان مهربان ودلسوز هستند که می توان آنها را فرزندان خودت بدانی .

مادرم! هرکجا بسیجی دیدی سلام مرا به آنها برسان.             

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 16:59  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

خواهرم! تویی که تمام ارزشهایت را در این خاک جستجو می کنی و این خاک را  به عنوان زیباترین هدیه و ره آورد تقدیم دیگران می کنی بدان! که رسالت سنگین "پیام" بر دوش تو نهاده شده همچنانی که برادرانت رسالت "خون" را بر دوش کشیدند     بدان! که این خاک تو را دعوت به این"باب شیدایی" می کند تا " زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و به کهف حصین لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی"        

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:13  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

NEVESHTEH___14
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:7  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

پس از عمری غریبی بی نشانی

خدا می خواست در غربت نمانی

از آن سرو  سرافراز  تو    هر چند

پلاکی بازگشت   و     استخوانی

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 11:51  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

سلام بر تو ای شلمچهای قدمگاه بسیجی ها! ای قدمگاه عاشق ترین عاشق ها! تو خوب می دانی که سایه بلندی را از کف داده ای بوسه های تو بر قدمهایی می نشسته است که استوارتر از عزم آنان را زمین به یاد ندارد. پس یادهایشان را در خود تجدید کن تا آنجا که اگر هزارها سال نیز از این روزها بگذرد تو را با این نام بشناسند که قدم گاه بسیجیان بوده ای.شهید سید مرتضی آوینی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 11:2  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

 

باور کن، من هم عطش نگاه دارم، من هم دلم می خواهد در کنارحوض کوثرتشنه لب بمانم ودر هجر خورشید در تاب وتب.

بر لب کوثرم ای دوست ولی تشنه لبم           در کنار منی از هجر تو در تاب وتبم

وقتی عصر های پنجشنبه در خلوتسرای لاله ها تو را میهمان می کنند وبه دیدن عکس رنگی اندیشه های شهید می نشینی ، هرگز از خود پرسیده ای آیا من خودم هستم؟ نشستن در کنار لاله های گمنامی که گوش به تکلم بامدادی پرچم آزادگی" سالار" سپرده اند، همراه با خواندن زیارت عشق، اهورای است!

وقتی پاسداران عالم بالا ،سرمه بیداری به چشمهای خواب آلوده ی ما زمینیان می کند آیا باز هم از قفس هایت خبری هست، قفس نفس، قفس جهل، قفس تجدد، قفس بی خبری وغفلت و...

وقتی در شب تنهائیت گوش می سپاری به نفس واهمه خیز دریا وصدای همهمه ی ملکوتیان را در فراسوی آسمان ها می شنوی، وقتی صدای خس خس سینه سنگ خورده فضیلت ها را می شنوی ، آیا خواهی شنید صدای آژیر ممتد فرهنگی استکبار وتلختر، صدای پای سر سپرده گان به فر بی فروغ "فرنگ" را، صدای شکستن ستون فقرات فرهنگ ملت ها را و...؟!!

وآیا آنگاه بیشتر از همیشه به مظلومیت لاله ها پی می بری؟آنانی که در اصالت سینه های صفایی شان، شکی به خود راه نمی دهی وآنانی که با غمزه آموزیشان قطع بی خیالی از ما می کنند وغبار زدایی از "غفلت"  وتشنه ی یک رنگی ما هستند.

وچه خوش گفت پیر میکده ی عشق که" آنان در شادی  وصولشان عند ربهم یرزقون اند" "آنانی که هر کس بخواهد بشناسدشان باید داستان کربلا را بخواند"(شهید آوینی)

آنان تفسیر گر عاشورایند در کربلای دل ها و تجلی دهنده ی دوباره ی خط سبز مکتب خطی که نقطه ی آغازش از عاشورا شروع شده، عاشورایی که صحنه ی ابتلای انسان ها در هر روز تاریخ ودر هر جای زمین با آن رقم می خورد ونقطه پایانش در صبح موعود، خطی که از عاشورا شروع شده وبعدها به خلقت آدم رسید " انی جاعل فی الارض خلیفه " .

همان خطی که در پشت آن سینه ها سپر شد تا یک وجب از این خاک به دست نا محرمان نیفتد.همان خطی که در پشت آن انسان حقیقی در زیر شورش رگبارها وخمپاره ها به نماز ایستادند وهمان خطی که در پشت آن انسان حق، موضع می گرفت تا باطل را به زانو درآورد که در آورد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 17:28  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

هر که را با خط سبزت سر سودا باشد                  

                            پای زین دایره بیرون ننهد تا باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:59  توسط بیسیم چی و دستیارش  |