تبليغاتX
نورالشهدا
کانون فرهنگی نورالشهدا بسیج دانشجویی شهید چمران دانشگاه پیام نور گناوه
ای خدای بزرگ! دست از جهان شسته ام و برای ملاقات با تو به کربلای خوزستان آمده ام. از تو می خواهم که مرا با اصحاب حسین(ع) محشور کنی. آرزو دارم که بر خاک داغ خوزستان در خون خود بغلطم و به یاد عاشورای حسین(ع) خود را در قدمش بیافکنم و این عقده هزار و چندساله را که بر دلم فشار می آورد و همیشه با تو می گویم :«یا لیتنی کنت معک» را برآورده کنم.ای حسین(ع) ای سرورم من هم آمده ام تا در رکابت علیه کفر ظلم و جهل بجنگم با همه وجود آمده ام تاسوعاست گروهی بزرگ از یزیدیان با تانک ها توپها زره پوشها ماشینهای زیاد و سربازان فراوان در حرکتند. حق با باطل روبرو شده است دشمن سیل آسا پیش می آید و من می خواهم مثل یکی از اصحاب تو در کربلا بجنگم.

ای حسین(ع)! در کربلا تو یکایک شهدا را در آغوش می کشیدی می بوسیدی وداع می کردی آیا ممکن است هنگامی که من نیز به خاک و خون خود می غلطم تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاری و عطش عشق مرا بتو و به خدای تو سیراب کنی؟

من از این دنیای دون می گریزم از اختلافات از تظاهرات از خودنمایی ها  غرور ها خودخواهی ها سفسطه ها مغلطه ها دروغ ها و تهمت ها خسته شده ام احساس می کنم که این جهان جای من نیست آنچه دیگران را خوشحال می کند مرا سودی نمی رساند.         نیایش شهید چمران قبل از حماسه کم نظیر سوسنگرد 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 8:39  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

آوای نوحه‌ی شیطان
چون در مغاره‌های عمق زمین
پیچید
دانستم كه وقت آمدن توست.
پیشبازت
تا كوهپایه آمدیم
تا وادی وقوف
تا آنجا كه موسی اهلش را با خود برده بود
تا میقات درنگ:
انی آنست نارا.(١)
آیا ما را نمی رسید
كه از این بیش
گامی بر نهیم؟
اینجا كه تا جانب وادی الایمن
منزلی دیگر باقی است
اینجا كه آتش درخت اناالحق
كورسویی
بیش ندارد.
O
آن كوكب تو بود كه تولد یافت
ناگاه
در انفطار فلق
بر افق غرب
و شب شكسته شد.
O
اذن اذان با تو بود
اذن ادبار شب و تنفس صبح
خروس های سفید كوهپایه
خواندند: سبوح قدوس، رب الملائك والروح
و تو آمدی.
O
وقتی كه آمدی
درخت در سجده بود و خاك
در قنوت
وقتی كه آمدی
پایت برهنه بود و برق آتش درخت انا الحق را
هنوز
در چشم داشتی.
پای برهنه می آید
آن كس كه چون تو
از وادی مقدس خلع نعلین
باز می گردد.
حیران و مدهوش می آید
آن كس كه چون تو خطاب »انی اناالله« بشنود.
O
برق آن آتش، هنوز هم
در چشمان تو
باقی بود
وقتی كه می رفتی. ای وای!
آن سان كه تو آمدی، هیچ كس نیامد
و نیز
هیچ كس نرفت
آن سان كه تو رفتی                                         شهید سید مرتضی آوینی

پی نوشتها:

١. هنگامی كه موسی (ع ) در سفر از مدین به مصر به طور سینا رسید، به همراهانش گفت: «من از دور آتشی مي‌بینم، اندكی درنگ كنید تا از آن شعله ای برگیرم یا در روشنایی آن راهی بیابم.» این معنی در آیات ٢٩ سوره‌ی قصص، ٧ سوره‌ی نمل و ١٠ سوره‌ی طه آمده است. ـو

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 10:15  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

شهادت همانند قرآن کتابی است که شهیدان والا مقام آیات انفسی و شهیدان گمنام حروف مقطعه آنند و شهادت سیدالشهداء سوره فاتحه ی آن است که همه انبیای عظام و ائمه اطهار علیهم السلام آن را امضاء نموده اند که خود  نیز از سور آن بلکه خود آن محسوب می گردنند از کرامات شهیدان آن است که در کتاب شهادت عروج نموده اند که در قوس صعود به مقامات عالیه راه یافته اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 9:44  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

خاطره ای از سید شهید مرتضی آوینی
تالار اندیشه مملو از هنرمندان،‌ نویسندگان،‌ فیلمسازان و ... بود.
به سختی وارد سالن شدم.
فیلم اجازه اكران نداشت. آرام در كنار سعید رنجبر نشستم.
ناگهان در میان متن فیلم آگاهانه یا ناآگاهانه (غیر مستقیم) به صدیقه طاهره توهین شد.
سكوت تلخی بر فضا حاكم گشت.
در خیا ل خود با روشنفكری قضیه را حل كردیم:‌«حتماً انتقادی است بر فرهنگ عامه مردم»
در همین لحظه مردی با كلاه مشكی و اوركت سبز برخاست.
نگاه‌ها به طرف او برگشت. «خدا لعنت كند چرا توهین می كنی؟»
سید مرتضی بود كه می خواست بر سر جهان فریاد بزند،‌ او تنها ایستاده بود.
از ذهنم گذشت چرا؟ چرا فاطمه (س) در تمام اعصار مظلوم است.

منبع : همسفر خورشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 9:49  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

مقام معظم رهبري .سيد

گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند

به حمد الله    والمنة     بتی  لشکرشکن  دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 8:51  توسط بیسیم چی و دستیارش  |