تبليغاتX
نورالشهدا
کانون فرهنگی نورالشهدا بسیج دانشجویی شهید چمران دانشگاه پیام نور گناوه

غروبی سخت دلگیر است و من بنشسته ام اینجا

کنار غار پرت وساکتی تنها

که می گویند:روزي وروزگاري مهبط وحي خدابوده است ونام آن حرا بوده است.

برون از غار ذهن خسته وتنهايي من چون مرغ نوبالي كنار غار‍از هرسنگ

هرصخره پرده بر صخره اي ديگرو مي جويد به كاوش هاي پيگيري نشانه هاي مردي را و پيدا مي كنم گويي نشاني ها كه مي جويم:

همان است اوست

يتيم مكه چوپانك ،جوانك ، نوجواني از بني هاشم

وبازرگان راه مكه وشامات

امين، آن راستين،آن پاكدل ، آن مرد

وشوي برترين بانو؛خديجه

نيز آن كس كو سخن جز حق نمي گويد و غير از حق نمي جويد

وبت ها را ستايشگر نمي باشد

واينك اين همان مرد ابرمرد است

(محمد) اوست.

پلاسي برتن است اورا.

ومي بينم كه بنشسته است چوپان چون همان ايام

همان ايام كاين ره را بسيار مي پيمود و تنها مي نشست اينجا

غمان مكه مشئوم آن ايام را باغار مي ناليد

ومي بينم تو گويي رنگ غمگين كلامش را كه مي گويد:

(خداي كعبه اي يكتا!

درودم را پذيرا باش اي برتر وبشنو آنچه مي گويم

پيام درد انسانهاي قرنم رازمن بشنو

پيام تلخ دختربچگان خفته اندر گور

پيام رنج انسان هاي زير بار وز آزادگي مهجور

پيام آن كه افتاده است در گرداب

خداي كعبه اي يكتا!

فروغي جاودان بفرست كه اين شبها بسي تار است).

بدين هنگام كسي آهسته گويي چون نسيمي مي خزد در غار

محمد را صدا آرام مي آيدفرود از اوج

ونجواگونه مي گرددپس آنگه مي شود خاموش

ومن در فكر آنم كه اين چه كس بود و از كجا آمد؟

كه ناگه اين صدا آمد:

(بخوان) !

اما جوابي بر نمي خيزد.

محمد سخت مبهوت است گويا...كاش ميديدم!

صدابا گرمتر آوا و شيرينتر بياني باز مي گويد:

(بخوان)!

اما محمد همچنان خاموش

پس از لختي سكوت-اما كه عمري بود گويي-گفت:

(من خواندن نمي دانم)!

همان كس باز پاسخ داد:

(بخوان!بنام پرورنده ايزدت كو آفريننده است ...)

واو مي خواند اما لحن آوايش

بديگر گونه آهنگ است

صدايي گو خدا رنگ است

مي خواند:(بخوان!

درودي مي تراود ازلبم براو

درودي گرم.

غروب است وافق گلگون وخوش رنگ است

ومن بنشسته ام اينجا كنار غارپرت وساكتي تنها

كه مي گويند:(روزي روزگاري مهبط وحي خدا بوده است

ونام آن (حرا) بوده است).

بنام پرورنده ايزدت كو آفريننده است...)

موسوي گرمارودي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 12:12  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

بدانید تنها راهی که می توانید با آن برای خود افتخار جاویدان مهیا کنید٬ اطاعت مطلق شما از ولایت فقیه است.فراموش نکنید که بزرگترین جهاد٬ جهاد با نفس است.با نفس مبارزه نمایید و از وسوسه های شیطان بگریزید و به خدابپیوندید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 11:35  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

من كان لله كان الله له...هر كه با خداباشد،خدابا اوست.

اميرسپهبدشهيدعلي صيادشيرازي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 11:5  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

می‌خواستم درباره‌ حجاب بنویسم. می‌خواستم زیباییهای حجاب را وصف کنم. می‌خواستم صدها دلیل عقلی و شرعی بیاورم تا ثابت کنم که حجاب، آرایش برتر است. می‌خواستم بگویم که چگونه حجاب و آزادی دو همسایه همراهند. و می‌خواستم بگویم که چگونه حجاب با عشق جمع می‌شود.

همه اینها را می‌خواستم بگویم. ولی زبانم ناتوان بود. شاید نمی‌توانستم مخاطبم را قانع کنم. تا این که خبر شهادت تو را شنیدم. تا این که تو را شهید حجاب یافتم؛ و تو را بهترین و قاطع‌ترین دلیل بر اثبات حجاب یافتم. برای خودم هم ثابت شد که چگونه حجاب و عشق در یک بدن و در یک روح با همدیگر می‌آمیزند!

برای تو ـ ای زیباترین نمونه حجاب ـ همسایگی با بهترین زنان جهان، فاطمه‌زهرا پاره‌تن پیامبر اسلام، مریم پاکدامن مادر عیسی، آسیه با ایمان، خدیجه‌کبری و سمیه اولین زن شهید در راه اسلام، و همه زنان صالح را آرزو می‌کنم.

و با تو عهد می‌بندم که من و دیگر برادران و خواهران مسلمانت تا آخرین قطره خون، راهت را در دفاع از حجاب ادامه دهیم. و با تو عهد می‌بندیم که انتقام خونت را از قاتلانت بگیریم. تا اینکه پرچم دین و شعار حجاب را در همه کشورهای دنیا بلند کنیم.

بر این عهد باقی می‌مانیم تا زمانی که به آن وفا کنیم یا در این راه به دیدار معبودمان و به جمع شما و همه برادران و خواهران مؤمن شهیدمان بپیوندیم.

انا مجنون‌الحسين يا ثارالله

امين عارفي( وبلاگ حي سبحان)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 10:24  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

اهل ظاهرموسي را سرزنش مي كنند كه (رب ارني) مي گويد غافل كه (رب ارني) حقيقت عبادت است كه جزشهداي راه خدا بدان وصول نمي يابند.پس اين (وجوه يومئذناضره الي ربها ناظره) در وصف كيست؟

سيدشهيدان اهل قلم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 10:11  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

خداوندا!

فقط می خواهم شهیدشوم. شهید در راه تو.خدایا مرا بپذیر و درجمع شهدا قرار بده. خداوندا!با تموم وجود درک کردم عشق واقعی تویی و عشق شهادت بهترین راه برای دست یافتن به این عشق می باشد.ای خدای حسین (ع) ای خدای زهرا(س) بندگی خود را عطا بفرما ودر راه خودت شهیدم کن. ای رحیم کمکم کن به جمع دوستان شهیدم بپیوندم.

فرازی از وصیت نامه شهید احمد کاظمی 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 10:51  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

   علی مظهر همه عدالتهاست از صدر عالم تا ابد به جز رسول اکرم کسی به فضیلت او نیست.

علی گمنام نبود اما در گمنامی در میان قوم خویش زیست.

« اساسا سربازان اگر چه نامدار باشند٬ در این جهان گمنام هستند٬ نامدارترین سربازان  فداکار در اسلام امیر المؤمنین است واو گمنام ترین سرباز است ».

علی گمنام زیست اما گمنام نبودبلکه با« فزت برب الکعبه » خویش بر گوش جهانیان اعلام نمود که او با خدای خود بود.

روح الله موسوی خمینی (ره)

او می آمد.

علی وارث عشق بود و مولود معشوق٬ عاشقی زمانی در رگهایش جریان یافت که کعبه آن یکتای بی همتا ٬ میلاد گاهش گشت وجامه کعبه پیراهن بودنش!

او آمده بود تا باشد.

راز بگشا ای علی مرتضی

ای پس از سوء القضا حسن القضا

باز باش ای باب بر جویای باب

تا رسند از تو قشون اندر لباب

باز باش ای باب رحمت تا ابد

بارگاه ماله کفوا احد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 10:9  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

         

 

  بهشت را به بها می دهند به بهانه نمی دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 10:38  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

 

 

 

السلام علیک یا محمد بن علی٬ ایهاالامام  الباقریابن الرسول الله...

چشمه جاری شکافنده علم ها در بیابان خشکیده دانش جوشیدن گرفت و جان جویندگان علم و معرفت را از زلال پر برکت خود سیراب ساخت. شیعه نشان افتخار دیگری بر گردن آویخت و بر این پیشوای معصوم خود بالید. ای افتخار شیعه که درضیافت خانه حوزه ها و دانشگاه ها سفره پر نعمت دانش تو گسترده است، میلاد مسعودت را گرامی می داریم.
ماه محرم ماه حماسه خونين و هميشه جاويدان كربلا با کوله باری از غم و اندوه سپری شد و در ايام صفر با غم سنگيني كه از لاله هاي خونین دشت کربلا بر دلهایمان همیشه باقی است، در شب ميلاد آخرين بازمانده كربلاي عطش، اشکهای چشمانمان مضاعف میشود و طپش قلبمان سنگین تر از دیروز و دستهایمان بر پنجره های سخت قبرستان غریب و دلگیربقيع گره میخورد، آنجا که مأوی شكافنده دانش هاست.
چشم هايت را مي بندي و ديوار بقيع را در برابرت مي‌‌‌‌يابي و آنگاه كه شبكه هاي پنجره را لمس مي‌كني مرغ جانت پر مي كشد كه بر مزار هاي مطهر و پاكشان حضور يابي، صورت بر خاك معطرشان بگذاري و با سوز دل غربت اشان را گريه كني. اين جا مدينه است اين جا بقيع است و اين چهار بقعه تاريك و مظلوم ... چهار قبر مظلوم را مي‌نگري كه تنها با سنگي بر روي آنها نشان از مزار شريف گلي از بوستان محمد (ص) دارند.
گل ستاره وجود حضرت باقر در آسمان شيعه تابيدن گرفت؛ اما آسماني كه رخت ماتم بر تن نموده، عزادار ديگر ستارگاني است كه ابرهاي كينه و سنگ دلي در كربلا، جلوي درخشش آنها را گرفته اند.
امام شكافنده دانش ها كه جامع علم و منبع دانش و مشهور به فضيلت و بينش است و درجه علم و دانشش بالاتر از فهم بشري، امام پايداري و تلخي چشيده اي از حماسه عاشورا كه پيمانش با خدا غير قابل ترديد و فضيلت و كمالش غير قابل انكار است امام علم كه چشمه‌هاي جوشان دانش و فنون و حكمت از انديشه هاي اين بابغه دين مي جوشيد و مي‌تراويد و اوراق زندگي اش سراسر سرشار از احاديث روايت‌‌ها و كلمات قصار و نصيحت هاست.
شب ميلادش، فضاي ساكت و آرام مدينه، مبهوت نورافشاني خانه گلين امام سجاد (ع) است و فروغي نوراني، آسمان مدينه را روشن كرده است؛ نوري كه از چهره معصوم و منور نوزادي مبارك به آسمان ساطع است. چشمه جاري شكافنده علم ها در بيابان خشكيده دانش جوشيدن گرفت و جان جويندگان علم و معرفت را از زلال پر بركت خود سيراب ساخت.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 15:44  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

شقایق آزاده است و تعلقی ندارد. در دشتهای دور، لابه‌لای سنگها می‌روید

و به آب باران قناعت دارد تا همواره تشنه باشد و بسوزد. داغدار است و گلبرگهای سرخش را

نیز گویا به خون آغشته‌اند.

شهید نیز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون...

تقابل عقل و عشق آخرین منزلی است كه سالكین مقصد ولایت را گرفتار می‌كند.

 * چه زیبا گفت شهید چیت سازان که : « کسی می تواند در شب عملیات از سیم خاردار دشمن رد شود که به سیم خاردار نفسش گیر نکرده باشد . »

خطر ! میدان مین نفس

من و تو كجای این میدان ایستاده ایم ؟؟!!

  * کاش از جنس جنون، بال و پری بود مرا
مثل سیمرغ از اینجا سفری بود مرا
« از همان کوچه که سر می‌شکند دیوارش »
باز در حالت مستی گذری بود مرا
رقص زلف سر نی دیدم و با خود گفتم:
بین هفتاد و دو سر کاش سری بود مرا
هیچ پروا دلم از دغدغه‌ی راه نداشت
چون تو ای عشق! اگر همسفری بود مرا
پیشتر زانکه رسد مرگ، بمیری، هنر است
کاش، ای کاش! که روزی هنری بود مرا
به نقل از وبلاگ: غروب شلمچه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 15:24  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

ماه رجب فرا رسید
پیامبر خدا(ص)مى فرماید: رجب، «شهرالله الأصم» است و بدان سبب آن را «اصم» نامیدند که هیچ ماهى به پایه عظمت آن نمى رسد، مردم زمان جاهلیت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه که اسلام درخشیدن گرفت، بر حرمت آن افزود. بدانید که رجب ماه خدا، شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است، پس هرکس یک روز از رجب را روزه بدارد، مستحق رضوان الهى گردد و روزه اش غضب الهى را خاموش کند و خداوند درى از درهاى جهنم را بر او ببندد. اگر کسى به اندازه تمام زمین طلا انفاق کند، برتر از روزه یک روز آن نخواهد بود... هرگاه شب شود، دعایش مستجاب خواهد بود .
در همین زمینه امام کاظم(ع) مى فرماید: رجب، نام نهرى در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است بنابراین هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند. همچنین آن حضرت در روایت دیگرى مى فرماید: رجب، ماه عظیمى است که خداوند، اعمال نیک را در آن چند برابر مى فرماید و گناهان را در آن محو مى کند. پس هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، به اندازه مسیر یک سال از جهنم دور و هرکس سه روز از آن ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب مى شود.
 
از حضرت صادق علیه السلام روایت است كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».
 
لیلة الرغائب

گر چه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولیاء الهی عزیز و ارجمند است اما برخى از اوقات آن، فضیلت ویژه اى دارد مثلا اولین شب جمعه ماه رجب، داراى امتیازى بزرگ است. پیامبر اسلام(ص) مى فرماید: از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید، فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» مى نامند. چرا که وقتى یک سوم از شب گذشت، هیچ فرشته اى نیست مگر اینکه در کنار کعبه مشرفه آید آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرماید: فرشتگانم! هر چه خواهید از من بخواهید. فرشتگان گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزى، خداوند متعال فرماید: آمرزیدم. اگر هیچ حادثه اى در ماه رجب رخ نمى داد، باز هم رجب ارزش خاص و ویژگى استثنائى خود را داشت، اما حوادثى در آن به وقوع پیوسته است که موجب شرافت و کرامت مضاعف این ماه شده است.

شهادت امام هادى(ع)، ولادت حضرت امام جواد(علیه السلام)، ولادت مبارک امام على(ع) در خانه کعبه معظمه در سیزدهم ماه رجب و ده سال قبل از بعثت، شهادت حضرت امام کاظم(ع) و بیست و هفتم این ماه، عید مبارکى است چرا که آخرین پیامبر برگزیده الهى حضرت محمد(ص) در این روز از جانب خداى متعال مأمور هدایت مردم و ابلاغ هدایت و رسالت الهى گردید.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 15:6  توسط بیسیم چی و دستیارش  | 

 

خدایا!

تو را شکر می کنم که به من چشمی دادی که زیبایی های دنیا را ببینم و درک زیبایی را به من رحمت کردی تا آنجا که زیبایی هایت را و پرستش زیبایی را جزیی از پرستش ذاتت بدانم...

خدایا!

تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم. تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم. تو مرا آه کردی که از سینه بینوایان و دردمندان به آسمان صعود کنم. تو مرا فریاد کردی که کلمه حق را هر چه رساتر برابرجباران اعلام نمایم. تو مرا در دریای مصیبت و بلا غرق کردی و در کویر فقر و حرمان تنهایی سوزاندی...

خدایا!

تو پوچی لذات زودگذر را عیان نمودی٬ تو ناپایداری روزگار را نشان دادی.

لذت مبارزه را چشاندی. ارزش شهادت را آموختی.

شهید مصطفی چمران  

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 9:42  توسط بیسیم چی و دستیارش  |