گل را خزان ظلم زمین گیرکرده است
افسرده دل شکسته زجان سیرکرده است
ازلحظه وداع گل سرخ هاشمی
"یاس کبود" این همه تغییر کرده است
بعدازغروب شمس نبوت دراین دوروز
شب ناله های فاطمه تأثیرکرده است
این سیل اشک" ماه مدینه" است یا کسی
ازآسمان ستاره سرازیر کرده است
تا زودتر به فیض وصال پدر رسد
می پرسد از اجل که چرا دیرکرده است
"هجده بهار" دارد و تا آخرین نفس
با دشمنان نبرد نفس گیر کرده است
در اوج خطبه خوانی درمسجدالنبی
اسلام را درآینه تفسیرکرده است
الله اکبرازسخن آتشین او
یک خطبه کار صدها شمشیرکرده است
محراب آمده است به فریاد٬نیمه شب
انگار او اراده ی تکبیرکرده است
تاچلچراغ راه شوداهل بیت را
آیات وحی را همه تفسیرکرده است
آیینه تمام نمای مقدرات
متن "صحیفه" ای است که تقریر کرده است
در اوج بندگی خدا٬جان خویش را
روشن زنورآیه تطهیر کرده است